7فصل چهارم : ويژگي هاي اقتصادي منطقه مورد مطالعه
پيشگفتار
كشاورزي همان Agriculture) ) مي باشد واژه يوناني Agricultura) (كه منشاء آن (Agre) به معني مزرعه (Cultura) كه به معني كشت گرفته شده است.كشاورزي عبارت است از كشت،داشت،برداشت محصولات از خاك است و جغرافياي كشاورزي فعاليتهائي است كه انسان براي بهره برداريهاي زراعي و باغي از خاك به عمل مي آورد. چنانچه، منظور از بهره برداري خاك ،فعاليتهاي مبتني بر امور زراعي و باغي باشد جغرافيائي كشاورزي به معناي اخص كلمه مورد نظر است و چنانچه فعاليتهاي جانبي يا فعاليتهاي مر بوط به دامداري، مرغداري، پرورش طيورو پرورش كرم ابريشم و نگه داري زنبور عسل وامثالهمرا هم به آن اضافه نماييم جغرافياي كشاورزي به معني اعم كلمه مطرح مي شود. (شيخ حسني، جزوه درسي مباني جغرافياي كشاورزي ، كارشناسي 1383 .(.
كشاورزي به سخني ديگرعبارت است از مجموعه فعاليتهايي كه درآن با روشهاي مختلف اداري، امور فني- اقتصادي فعاليتها مختوم به توليد يك يا چند محصول از مجموعه محصولات زراعي، باغي، دامي، مر غداري، پرورش زنبور عسل و كرم ابريشم بشودكه مي توان بين اثر پذيري جغرافيائي و كشاورزي ايجاد ارتباط نمود . (رحماني1375 ص6)
1-4-كشاورزي:
زراعت در نواحي جلگهاي و كوهپايهاي، ماهيگيري در سواحل و دامداري درمناطق كوهستاني از جمله فعاليت و منبع مهم درآمد اصلي مردم شهرستان را تشكيل مي دهد. با توجه به شرايط اقليمي وكشاورزي و موقعيت جغرافيايي هرقسمت ، مي توان شهرستان رضوانشهر را به سه بخش عمده تقسيم نمود: 1-بخش جلگه اي ؛ 2-بخش كوهپايه اي ؛ 3-بخش كوهستاني.
.نكته قابل ملاحظه اينكه نزديك به 62 درصد شهرستان رضوانشهررا كوهستان و38درصد راجلگه تشكيل مي دهد . كشت مهم منطقه، محصول برنج مي باشد. فعاليت اصلي منطقه كوهستاني دامداري و باغداري است. كوهپايه باغداري،دامداري وصيفي كاري مي باشد ولي در قسمت جلگه اي ابتدا اولو يت با توليد برنج مي باشد سپس دامداري و باغداري كه در مرتبه هاي بعدي قرار مي گيرند . منطقه مورد مطالعه ما كه دهستان مركزي گيل دولاب مي باشد بطور كامل(100 درصد) در بخش
76فصل چهارم : ويژگي هاي اقتصادي منطقه مورد مطالعه
جلگه اي واقع شده و بيشترين توليدات آن بصورت آبي بوده و باغداري وصيفي كاري بصورت كشت ديم انجام مي شود.
اراضي بخش ساحلي و جلگه اي شهرستان رضوانشهر، نوار باريكهاي است كه به صورت شمالي- جنوبي تشكيل شده و در حد فاصل بين كوهپايه و دريا قرار دارد كه به كشت برنج اختصاص دارد. كشت گندم و حبوبات- صيفيجات و نباتات و باغات ميوه در درجه بعدي اهميت قرار دارند . از جمله مشكلات شاليكاري درشهرستان رضوانشهر، كمبود آب به خصوص در مناطق شمالي شهرستان است كه باعث نقصان توليدبرنج و سبب از بين رفتن آن مي شود و از اين راه هر ساله خسارتهاي جبران ناپذيري بر اقتصاد كشاورزي منطقه وارد ميآيد.البته ضروري است بدانيم كه بجز برنج كه با سيستم آبي زراعت مي شود كليه محصولات زراعي و باغي در منطقه بدليل رطوبت موجود در فضابا سيستم كشت ديم انجام مي گردد .
1-1-4- زراعت:
ويژگيهاي جغرافيايي شهرستان رضوانشهر باعث شده است تا اين منطقه در مقايسه با ديگرمناطق استان گيلان دار اي محصولات جلگه اي كمتري باشد در مقابل تركيبي از محصولات آبي و ديم را در كنار دارد.نگاهي كوتاه به آمار سالهاي 1370، 1375و 1383 نشان مي دهد كه در سطح شهرستان چندين محصول، سطح زير كشت آن افزايش و چندين محصول ديگر سطح زير كشت كاهش يافته است.(جدول 1-4)
با نگاهي به سطح زير كشت و توليد و عملكرد محصولات مختلف زراعي بين سالهاي 1370تا 1383در شهرستان رضوانشهر چندين نكته را به خوبي مي توان ملاحظه و استنباط نمود :
اول آنكه: برنج تنها محصول آبي شهرستان مطرح شده است هم از محصولات اصلي و عمده است وهم به شكل آبي اداره مي شود هر چند كه در سال 1383ملا حظه شده است كه مختصري در حد 45هكتار از اراضي گندم و 50 هكتار جاليزجات از نوع هندوانه در شهرستان رضوانشهر به زير كشت آبي در آمده است.
دوم آنكه:سطح زيركشت محصول برنج از 9200 هكتار در سال1370به 9300 در سال 1375و9850 هكتار در سال 1383 افزايش يافته و به دليل ارزش غذايي اين محصول كه غذاي عمده گيلانيها از جمله آنكه داخل شهرستان رضوانشهرمصرف فراواني دارد . و از سوي ديگر به دليل ارزش
77فصل چهارم : ويژگي هاي اقتصادي منطقه مورد مطالعه
ريالي آن كه مي توان هزينه ساليانه كشاورزان رامستهلك نمايد و امكان خريد برايش فراهم كند و جهت خريد ديگر محصولات مورد نياز كشاورزان بسيار حائز اهميت است .
جدول شماره1-4: سطح زير كشت توليد و عملكرد محصولات عمده زراعي شهرستان رضوانشهر
سال1370 -1383
1383 1375 1370 محصولات
توليدي
عملكرد
كيلو گرم توليد تن سطح زير كشت عملكرد كيلو گرم توليد تن سطح زير كشت عملكرد كيلو گرم توليد تن سطح زير كشت به هكتار
2/5 5200 9850 5/4 4/18 9300 3/4 40492 9200 برنج
6/2 179 180 5/2 2306 930 5/2 2306 950 گندم
1/1 150 150 1/1 242 220 1/1 263 250 جو
8/7 201 50 7/6 1685 251 3/7 889 121 سبزيجات
4 20 5 6 90 15 7/1 119 17 پياز
5/6 390 60 8 776 97 1/8 1240 155 سيب زميني
8 280 35 10 350 35 8 310 15 گوجه
5/6 162 25 8 120 15 _ _ _ بادمجان
2/3 96 30 8/2 98 35 4/2 68 26 سير
1/6 910 156 9/5 1184 202 8/5 2278 393 نباتات علوفه
5/1 85 5/201 1/1 88 80 1/1 124 111 حبوبات
2/1 72 60 3/1 39 31 1/1 21 18 باقلا
1/1 147 5/141 1 49 49 9/0 24 25 انواع لوبيا
_ _ _ _ _ _ 2 4 1.5 تو تون
5/1 1245 105 6/9 2731 283 8/1 5490 298 محصولات جاليزي
4/1 5/19 5/32 8/0 7/2 3/3 7/0 8/1 25 دانه هاي روغني
5/1 1/1 2/1 5/1 2 1/1 2/1 5/2 2 بادام زميني
9 7/2 3 7/0 2 3 _ _ _ آفتابگردان
55555 2/16 5/29 3/2 7/0 3/0 _ _ u200d_ گلزا
ماخذ: مديريت جهادكشاورزي شهر ستان رضوا نشهر .تحقيقات ميداني1383
78فصل چهارم : ويژگي هاي اقتصادي منطقه مورد مطالعه
سوم اينكه:نكته جالب توجه اينكه هنگاميكه به سطح زير كشت گندم ملا حظه مي كنيم با آنكه گندم دراكثر نقاط ايران محصول اصلي و عمده است در اين شهرستان علي رغم عمده بودن و اهميت داشتن آن از لحاظ سطح زير كشت در ميان ديگر محصولات زراعي بعد از برنج قراردارد. ملاحظه مي شود كه تدريجا كاهش سطح زير كشت گندم و در سال 1383به حداقل و به طرز غيره منتظره از 950 هكتار در سال 1370 به 930 هكتاردر سال 75 و به 180 هكتار در سال 1383 كاهش يافته كه خود مورد سوال است.
علت اين تغيير و كا هش شگرف در سطح زير كشت گندم،جو ومحصولات علوفه اي را بايد يكي به اجراي طرح ساماندهي جنگل نشينان تالش، كه در اين مورد زمينهاي باغي،جنگلي ومسكوني ييلاق نشينان كه جز مستثنيات بود ند از آنها خر يداري كرده وديگر در اين زمينها توليد گندم و جو صورت نگرفت بلكه جز اراضي ملي به حساب آمدند.و ديگر به دليل تبديل باغهاي علوفه و گندم كشاورزان به كاشت درختان مثمر ثمر و غير مثمر ثمر كه كاشت گندم و جو درآن امكانپذير نشد. و بالا خره با هدف به خود كفايي رسيدن كشور در توليد گندم و عدم صر فه اقتصادي براي كشاورزان در كاشت گندم و جو، كه باعث كاهش در ميزان سطح زير كشت محصولات گندم و جو شده است ذكر كرد .
چهارم آنكه ،علي رغم تنوعات محصولات زراعي در سالهاي مختلف كه در معيشت خانوادگي روستائيان شهرستان رضوانشهر نقش انكار نا پذيري دارند ،از لحاظ سطح زير كشت با همديگر از سالي به سال ديگر متفاوتند . مثل سبزيجات ،باقلي جات ،انواع لوبيا وحتي نباتات علوفه اي و سيب زميني و پياز كه در هر سه سال 70و75و83در همه جداول آمده اند چون نقش ثابت تغذيه هم براي خانوارها و هم براي دام هايشان را دارند.
با مقايسه كوتاه بين سطوح زير كشت در سال 1370 و 1375 مشخص است كه سطح زير كشت از 11497 هكتار در سال 70 به 10388 هكتار رسيده است در اين مورد سطح زير كشت برنج از 9200 به 9300 هكتار، گندم از 950 به 930 هكتار، جو از 250 به 220 هكتار، نباتات علوفهاي از 393 به 202 هكتار، سيب زميني از 155 به 97 هكتار كاهش را نشان ميدهد. آنچه مسلم است سبزيجات از 121 به 251 هكتار افزايش و محصولات جاليزي از 298 به 283 هكتار كاهش رانشان ميدهد و جالب توجه اين كه قبل از سال 1375 دانه هاي روغني به طور صنعتي وجود نداشت كه در سال 75، 3/3 هكتار كاشت آن رشد داشته است.لذا مقايسه آمار 70 و 75 كاهش شديد توليد محصولات ديم و افزايش شديد محصولات آبي را هم نشان ميدهد.
79فصل چهارم : ويژگي هاي اقتصادي منطقه مورد مطالعه
با اين تفاسيراين واقعيت در سطح شهرستان رضوانشهر روشن مي شود كه سطح زير كشت توليد برنج همچنان رشد و افزايش چشمگيري را در سطح شهرستان رضوانشهر را نشان ميدهد. مقداري ازمحصولات كه از سال 1370 تا 1375 افزايش يافته بودند در سال 1383 كاهش فاحشي رانشان ميدهد از ميان اين محصولات زراعي ميتوان به توليد بادمجان و باقلا اشاره كرد كه افزايش چشمگيري نسبت به سالهاي قبل داشتهاند و در اين ميان محصول مهمي كه رشد خوبي داشته ، دانههاي روغني ميباشد كه از چهار هكتار در سال 1375 به 33 هكتار در سال 1383 رسيده است. مطالعه موردي از دهستان مركزي شكل كامل تري از سطح زير كشت اراضي زراعي را در سالهاي مختلف ارايه مي دهد.(جدول شماره 2-4)(نمودار 1-4)
جدول2-4 سطح زير كشت محصو لات عمده دهستان مركزي در سال 1370، 75 و 1383
ماخذ: تفكيك شده از آمار كل جهاد كشاورزي شهرستان 1380
بــا نگاهـي كوتـاه به جدول سطح زير كشت دهستان از سال 1370 تا 1383 به اين مطلب پي ميبريم كه سطح زير كشت برنج در سال 1370از2442 هكتاربه2475 هكتار در سال 1375 و در سال 1383 به 2561 هكتار رسيده است. بقيه توليدات زراعي هم كاهش و هم رشد داشتهاند. مثلاً توليد بادمجان به ترتيب در سالهامورد نظر 1/3، 2/4 ، 6/5 وباقلابه ترتيب 6/3 ، 7/4 و5/7 هكتاردانه هاي روغني به ترتيب 5/0 ، 3/1 ، 8/2 هكتار از 1370 تا1383 رشد چشمگيري را از نظر توليد و عملكرد
81فصل چهارم : ويژگي هاي اقتصادي منطقه مورد مطالعه
در سطح دهستان مركزي دارند. بقيه توليدات مثل محصولات جاليزي، حبوبات، سير، گوجه فرنگي، پياز و سبزيجات كاهش سطح زير كشت را نشان مي دهند:
عمده دلايل كاهش محصولات فوق به استثناي برنج را مي توان به دلايل زير نسبت داد: يكي ارزاني و فراواني محصولات توليدي ، بالا بودن سطح دستمزد كارگري و هزينه ها، ناكافي بودن امكانات كنترل و دفع آفات گياهي
دوم :وارد شدن محصولات خوب وكالاهاي كشاورزي با كيفيت برتر بر توليدات بومي مثل سيب زميني از اردبيل و پياز و سير از زنجان،كه از كيفيت ببيشتري نيزبرخوردارمي باشند.
سوم: عملكرد كم محصولات توليدي و نبود قيمت تضميني مناسب .
چهارم: عدم تطابق شرايط آب و هوايي باكشت و كار محصولات و خشك سالي هاي خفيفبطويكه زمان برداشت محصولاتي از نوع گوجه فرنگي ،سير وپياز كه توليدات و مصرف آن در منطقه حائز اهميت است مواجه مي گردد باباران هاي تند اين فصل برداشت. در حالي كه افزايش سطح زير كشت برنج هم بر عكس به عواملي وابسته است كه از آن جمله :
1- حمايت دولت از كشاورزان و گران شدن قيمت برنج و شلتوك در سالهاي اخير، 2- وارد شدن تكنولوژي سرمايه بر ارزان به عرصه كشاورزي،چون ورود تراكتور به محيط روستا زمين هاي باير و باغي را بطور ارزان تبديل به مزرعه برنج كرده است . 3- تسطيح اراضي زراعي و مهيا نمودن زمين و آب آماده جهت كشت و زرع، 4- ضميمه كردن باغات و كول هاي كنار رودخانهها و خانههاي مسكوني به كشت برنج، 5- وارد شدن شركتهاي كشت و زرع خصوصي به محيط روستايي كه كار كشاورزي را ارزان و با صرفه تحويل كشاورز ميدهند، 6- افتخارات جهاد كشاورزي در اجرا كردن طرحهاي آبخيزداري و كانال كشيهاي مهندسي، 7- فشار اقتصادي به خانواده و غيره باعث شده كه سطح زير كشت برنج در سطح دهستان مركزي بتدريج(1365-1383) افزايش يابد.به دليل اهميت اقتصادي و معيشتي برنج در سطح شهر ستان رضوانشهر و دهستان مركزي ، ترجيحا پراكندگي سطح زير كشت اين محصول ارزشمند را در سطح روستاهاي دهستان مركزي هم مورد توجه قرار داده ايم. (جدول شماره 3-4) (نمودار 2-4) (نمودار 3-4)
84 فصل چهارم : ويژگي هاي اقتصادي منطقه مورد مطالعه
جدول 3-4: سطح زير كشت برنج به هكتار در روستاهاي دهستان مركزي سال 1370 -1383
رديف نام آبادي 1370 1383
تعداد خانوار سطح زير كشت تعداد خانوار سطح زير كشت
1 اله بخش محله 108 181 92 193
2 بالا محله سياه بلاش 24 93 18 88
3 بداغ محله 56 63 37 68
4 تازه آباد 72 70 48 74
5 چنگريان 72 72 52 82
6 خليل محله 58 90 38 105
7 خيمه سر 108 100 84 106
8 دارسرا 238 188 243 198
9 رودسر 81 102 62 111
10 ساسان سرا 102 131 87 139
11 سياه بيل 64 122 42 125
12 شاهكوه 54 82 46 78
13 شفارود 56 100 33 96
14 طارم سرا 79 68 58 72
15 كليمان 28 95 16 111
16 گيل چالان 162 263 131 271
17 لاكتاسرا 92 224 85 212
18 ميانرود پايين و بالا 42 82 33 89
19 ديلج محله و هاشم آباد 34 278 29 288
20 كاظم محله 11 25 13 30
جمع كل 1596 2442 1338 2536
ماخذ: آمارگيري محلي بهار 83- 84ومطالعات وتحقيقات ميداني
در دهستان جلگه اي گيل دولاب (جدول شماره 3-4) كه به دليل شرايط زيست محيطي مساعد، فعاليتهاي زراعي نسبت به ديگر دهستانهاي شهر ستان رضوانشهر رايج تر است. در سال 1370، 1596 خانوار روستايي بيش از 2442 هكتار زمين را به زيركشت شالي برده اند.شاليكاري در اين منطقه همچون ديگر مناطق در مراحل كاشت، داشت و برداشت به شدت به نيروي انساني متكي مي باشد. در
85فصل چهارم : ويژگي هاي اقتصادي منطقه مورد مطالعه
سال 1383 بيش از2536 هكتار زمين مزروعي را 1338 خانوار به زير كشت برده اند. متوسط سطح زير كشت هر خانوار سال 1370 برابر 6/1 و سال1383 نزديك به 2 هكتار بوده است. روستاي گيل چالان به همراه هاشم آباد در اين جدول بيشترين سطح زير كشت برنج و درمقابل روستاي كاظم محله از كمترين ميزان، برخوردار بوده است. اين ميزان نيز در سال1383 نيز به قوت خود باقي است و كمترين ميزان سطح زير كشت هر خانوار در سال1370 و 1383 متعلق به روستاي بداغ محله(80/0) و بيشترين (18/2) مربوط به روستاي سياه بيل مي باشد.
نسبت سطح زير كشت بسياري از روستاها از سال 1370 تا 1380 تغيير كرده است . بيشتر روستاهاي دهستان مركزي سطح زير كشت آنها افزايش يافته است در اين ميان روستاي لاكتاسرا و بالامحله سيابلاش به دليل قطعه بندي زمين براي ساخت مسكن و فروش به ادارات از مقدار سطح زير كشت آن كاسته شده و روستاهاي شاهكو و شفارود هم به دليل تغيير كاربري مزارع به ساخت مسكن و ويلا از ميزان آن كاسته شده است. ( نقشه شماره 8 )( نقشه شماره 9)
علت افزايش سطح زير كشت بعضي از روستاهاي دهستان را اولاً: 1- افزايش قيمت برنج و شلتوك در سالهاي اخير، 2- اقدامات جهاد كشاورزي در تسطيح اراضي و از بين بردن زمينهاي زايد و بلااستفاده در داخل مزارع و باغات اطراف روستاها، 3- اضافه شدن باغات صيفي كاري به كشت برنج، 4- جاافتادن تكنولوژي جديد در منطقه، 5- وارد شدن تخم شلتوك با كيفيت و سود آورتر به سطح روستا باعث شده است كه سطح زير كشت برنج در بسياري از روستاها ي دهستان مركزي افزايش يابد.
سطح زير كشت محصول برنج در اين دهستان با هيچ محصول باغي و زراعي ديگري قابل مقايسه نيست يعني در واقع بيش از 90 درصد سطح زير كشت اراضي را برنج به خود اختصاص داده است و كمتر از 10 درصد مابقبه ساير محصولات زراعي و باغي تخصيص مي يابد
از كل 2/16231هكتار اراضي زير كشت محصولات كشاورزي شهرستان در سال 1370و 1/16430هكتار در سال 1380واراضي زراعي به ترتيب 2/66%و 7/67%هكتار را در دو سال زير كشت قرار داده اند در مقابل فقط 7/33%و3/32%اراضي باغي در سالهاي 1370 و 1380 كه نشان دهنده توجه فوق العاده و غالب روستاييان به امور زراعي خود مي باشد. (جدول 4-4)
88فصل چهارم : ويژگي هاي اقتصادي منطقه مورد مطالعه
جدول4-4: مساحت اراضي زراعي، باغ و قلمستان در شهر ستان رضوانشهر سال 80-1370
سال
شهرستان رضوانشهر دهستان مركزي
1370 1380 1370 1380
محصولات هكتار درصد هكتار درصد هكتار درصد هكتار درصد
زراعي 10729 2/66 11230 7/67 2442 6/66 2536 9/68
باغي 5473 3/32 5200 8/33 1225 6/33 1157 1/31
جمع كل 16102 100 16430 100 3657 100 3692 100
ماخذ: آمار تفكيك شده جمع زراعي شهرستان و دهستان1380
نگاهي كوتاه به جدول فوق ملاحظه مي شودكه سطح زير كشت امور زراعي به امور باغي از سال 1370 تا 1380 فزوني داشته واز سطح زير كشت محصولات باغي كاسته شده وبه سطح زير كشت زراعي مثل برنج افزون شده است . علت اين امررا عمدتاً يكي در رابطه با گراني توليدات زراعي (برنج)وارزاني محصولات باغي وكم ارزش بودن توليد سنتي ميوه در سطح شهرستانرضوانشهر بايد دانست و ديگر اينكه سطح باغات وفضاهاي آزاد اطراف خانه ها تبديل به مزارع برنج وتوليدات ديگر اختصاص داده شده است .
2-1-4-باغات و قلمستان يا محصولات دايمي:
به همان گونه كه قبلاً بيان شد(ص8) محصولات باغي به آن نوع محصولاتي اطلاق مي شود كه در يك سال زراعي كشت مي شود و براي دائم يا چدين سال از محصول آن بهره برداري بعمل مي آيد.
اگر بخواهيم محصولات باغي در هر روستا را به هكتار بررسي كنيم،بايد گفت كه چون سطح زير كشت درختان ميوه كم و ناچيز است اين امكان وجود ندارد. چون در هر باغ ومحوطه از خانههاي روستايي، چندين درخت ميوه و چنار وجود دارد كه از آن استفاده ميكند و در طي ساليان اخيرهم تعداد زيادي درختان غير بومي متفاوت مثل درخت كيوي ودرخت ازگيل ژاپني وغيره به آن اضافه شده است . علاوه براينها، در باغ هر روستايي در منطقه مورد مطالعه مي توانيم درختاني مثل آلوچه، مركبات پرتقال و نارنگي، گردو، ازگيل، انار، سيب و گلابي هم به شكل سنتي مشاهده نمائيم كه در بازارهاي محلي شهر ستان به فروش مي رسند. با نوآوري هاي جديد مي توانيم به چندين گلخانه موز اشاره كنيم
89فصل چهارم : ويژگي هاي اقتصادي منطقه مورد مطالعه
كه اخيرا ساخته شده است هر چندكه هنوز هم به بهره برداري كامل و صادرات سود آور نرسيده است. (جدول شماره5-4).
جدول شماره5-4: سطح زير كشت باغ و قلمستان در شهرستان رضوانشهر و دهستان مركزي در سال1380-1370
شرح شهرستان رضوانشهر دهستان مركزي
محصولا ت درختي 1370 1380 1370 1380
سطح زير كشت هكتار سطح زير كشت هكتار
ميوه هاي دانه دار (سيب) 44 25 5/6 5/4
ميوههاي هستهدار(آلوچه) 2/26 2/12 6/3 3/2
ميوه هاي دانه ريز (انگور) 5/7 1/3 4/1 1/1
ميوههاي خشك (گردو) 22 5/45 7/5 8/11
ميوه هاي سرد سيري (ازگيل) 29 21 7/6 2/4
ميوههاينيمه گرمسيري (پرتقال و كيوي) 20 5/64 2/3 5/18
ميوه هاي گرمسيري (موز) 5/0 6 5/0 2/3
توتستان (برگ توت) 5 10 2/3 3/4
ازگيل ژاپني 5/0 5/2 2/0 2/1
درختان غير مثمر ثمر (چنار) 5300 4850 110 81
جمع كل 5471 1/5200 36
1/59
ماخذ: جهاد كشاورزي شهرستان رضوانشهر و تحقيقات ميداني1380
اگر كه به جدول فوق عميق تر توجه شود بخوبي ملا حظه مي گردد كه نو آوري و توجه به رونق و جايگزين كردن محصولات درختي سود آوري تجاري هم در سطح شهرستان هم درسطح دهستان مركزي از سال 1370 تا 1380 به جاي درختان وقلمستان در زير پوشش محصولات درختي سنتي مي تواند در سطح دهستان وهم شهرستان رضوانشهر بين دو سال مورد مطالعه مشاهده گردد.
جدا از سطح زير كشت درختان غير مثمر ثمر (چنار )كه قسمت اعظم سطح زير كشت درختان باغي ،دائمي وقلستانها را در شهرستان رضوانشهر ودهستان مركزي براي هر دو سال 1370تا1380 در اشغال دارد ، نگاهي عميق تر به پراكندگي وسطح زير كشت ديگر محصولات ،تغييرات جالبي را مشاهده مي كنيم .
ميوه هاي درختي وسودآوري تجاري پرتغال وكيوي ،كشت درختان موز ، توسعه درختان گردو،توسعه توتستانها وبالاخره رواج گلخانه هاي موز كه بخوبي جايگزين محصولات درختي سنتي از نوع ميوه ها ي دانه دار(سيب)، ميوه هاي هسته دار (گوجه سبز)وامثالهم مي گردندكه جا دارد اين تغييرات مورد مطالعه دقيق تر گردد.
90فصل چهارم : ويژگي هاي اقتصادي منطقه مورد مطالعه
بي گمان در اين تغييرات و نوآوري ها عواملي همچون : موقعييت وشرايط جغرافيايي منطقه مورد مطالعه گر چه تاثير اساسي را داشته است ليكن نو آوري هاي حاصله از سوي جهاد كشاورزي وتشويق ها وتسهيلات اهدايي دولت به كشاورزان هم مي تواند موثر باشد ومطرح باشد.
بر خلاف گذشته و پس از توجه دولت به حمايت و توسعه كرم ابريشم مساحت توتستانهاي دهستان افزايش يافته و خانوار نوغاندار هم زياد شده است. در بسياري از خانههاي روستايي در كنار خانه و مزارع محصولات كشاورزان چندين درخت ميوه و چوب براي مصارف بومي كاشته مي شود كه از آن براي مصارف شخصي استفاده مي شود .لازم به ذكر است كه بيشتر سطح زير كشت جمع آوري شده در محل نه براساس باغ كامل ويكپارچه و صنعتي مي باشد بلكه در يك باغ روستايي چندين اصله درخت متفاوت وجود دارد كه با شمارش نوع و جنس آن براي هر درخت سطح زير بنايي در حدود 10 متر مربع در نظر گرفته شده است كه در اين صورت باغي كه به صورت كامل و به يك محصول اختصاص داده شده باشد كم است چو ن انتظارات و تنوع استفاده متفاوت است .
البته بايد اعتراف نمود كه :گر چه آمار و ارقام موجود سطح درختان مثمر ثمر از 36 هكتار در سال 1370 به 1/59 هكتار در سال 1380 رسيده و سطح زير كشت درختان غير مثمر ثمر از 110 به 81 هكتار رسيده استكه باعث افزايش سطح زير كشت درختان ميوه شده است.اما بايد يادآور شد كه سطح محصولات باغي دهستان مركزي و اندازه واقعي آن را به دليل گستردگي و نقاط كور (منازل خصوصي) دهستان مركزي را نمي توان به خوبي ذكر كرد. لذا دلايل گسترش محصولات باغي نسبت به سطح درختان غير مثمر ثمر را ميتوان درعوامل زير عنوان كرد:
وارد كردن نهالهاي صنعتي پر محصول و جديد( ازگيل ژاپني و كيوي)به محيط دهستان .
احداث گلخانه هاي صنعتي و پرورشي محصولات گرمسيري مثل موز.
صادرات ميوه(آلوچه) در سطح شهرستان كه باعث گراني ميوه آن در دهستان شده است.
اختصاص دادن زمين هاي باير و درختزار به كشت برنج.
واردات تخته و الوار نراد روسيه كه از چوب بومي ارزان و با دوام تر است.
وجود بزرگترين كارخانه چوب و كاغذ كشوربه نام( چوكا) در كنار دهستان كه كليه چوبهاي ميوه و غيره ميوه را خريداري و تبديل به كاغذ مي كند.
اقتصادي نبودن سطح زير كشت درختان غير مثمر ثمر كه كشاورزان خردپا و صنعتي را به سوي كاشت درختان ميوه سوق داده است .91فصل چهارم : ويژگي هاي اقتصادي منطقه مورد مطالعه
اجراي طرحهاي برنامه ريزي شده وحمايتي از طرف جهادكشاورزي شهرستان در خصوص توسعه باغات ميوه كه باعث شده سطح زير كشت درختان ميوه بيشترباشد.
انواع درختان غير مثمر ثمر در سطح دهستان مركزي عبارتند از درخت چنار، توسكا، راش و بلوط است كه سطح وسعت و گسترش آن از طرف دريا به طرف كوهستان افزايش مي يابد. در اين ميان روستاهاي بداغ محله، شادكوه، ساسانسرا، هاشم آباد وخليل محله بيشترين سطح باغي و جنگلي را در سطح دهستان دارند. در اين دهستان منطقه بكرو جنگل طبيعي وجود ندارد بلكه در كنار رودخانه شفارود به دليل گستردگي حوزه آن درختان خودروي توسكا وجود دارد كه بوميان محلي و منابع طبيعي از آن محا فظت مي كنند. تنها محصول باغي كه طي ساليان اخير كاشت آن رواج بيشتري يافته و جنبه فروش نيز در بازارهاي شهرستان را به خود اختصاص داده مركبات(پرتقال) است كه از 2/3 هكتار در سال 1370 به 5/18 هكتار در سال 1380 رسيده است. از ساير درختان ميتوان به ازگيل ژاپني و كيوي نيز اشاره كرد كه سطح زير كشت آن در حال افزايش است.
3-1-4- توت و نوغانداري:
پرورش كرم ابريشم از قديم در گيلان و مازندران رواج داشته است كه ابتدا از چين وارد ايران شده است و قدمت آن به يك قرن ميرسد. هم اكنون با تسهيلات دولتي تخم كرم ابريشم توسط شركت ابريشم گيلان در اختيار روستاييان علا قمند قرار مي گيرد. پيلههاي توليد شده توسط كرمهاي ابريشم توسط كارخانههاي مذكور به قيمت خوبي از روستاييان خريداري مي شود چون اين كار نياز به حوصله و ظرافت كاري دارد اگر برگ توت و مكان آن هم مناسب باشد به سه ماه وقت نياز است كه حاصل زحمت آن ببار بنشيند. اين شغل به علت درآمد خوب آن و كاشت درختان توت در سالهاي اخير رو به افزايش است.
در سالهاي اخير(1378) با توجه به حمايت دولت از نوغانداران شهرستان رضوانشهراين صنعت ديرپا از نوجان گرفته است. با توجه به اينكه فقط از برگ درختان توت براي پرورش كرم ابريشم استفاده مي شود. فقط در فصل بهار پس از رويش كامل برگ توت ، براي پرورش نوغان اقدام به عمل مي آيد. پرورش كرم ابريشم (نوغان) در شهرستان رضوانشهر از اواسط ارديبهشت شروع تا اوايل تير ماه بطول مي انجامد. خانوارهايي كه باكمبود برگ توت مصرفي مواجه مي گردند با ماشين به روستاهاي كوهپايهاي در دهستانهاي خوشابرو ديناچال رفته و با خريد برگ درختان توت نياز غذايي كرمهاي
92فصل چهارم : ويژگي هاي اقتصادي منطقه مورد مطالعه
ابريشم خود را برطرف مي كنند. لذا كشاورزان از فروش پيله كرم ابريشم كسب درآمد مي كنند درواقع درآمد حاصل از نگهداري و پرورش كرم ابريشم گر چه بر حسب سياستهاي دولت ، در آمدي ثابت نمي باشد منبع درآمد ثابتي هم نيست و از سالي به سال ديگر متغير وثابت است اما براستي كه در فصل بهار كه هزينه هاي زيادي به خاطر فصل كارو كشاورزي به كشاورزان تحميل مي گردد درآمد حاصل ازپيله كرم ابريشم مي تواند نقش تعيين كننده اي را در معيشت كشاورزان شهرستان رضوانشهر و دهستان مركزي گيل دولاب داشته باشد. (جدو6-4)
جدول شماره 6-4:ميزان توليدپيله كرم ابريشم و نوغان در شهرستان رضوانشهرو دهستان مركزي
. سال1370-1380
شرح سال
تعداد خانوار نوغاندار مساحت توتستان
(هكتار) تخم نوغان
(جعبه) توليد پيله
(كيلوگرم)
شهرستان رضوانشهر 1370 102 10 337 1100
1380 152 15 456 1850
دهستان مركزي 1370 64 2/2 235 715
1380 88 3/4 325 1235
ماخذ: شركت ابريشم گيلان و اداره جهاد كشاورزي شهرستان ر ضوانشهر 1380
به موجب جدول فوق تعداد نوغانداران كل شهرستان رضوانشهر در سال 1370 به 102خانوار مي رسد كه بيش از 50%آنها (64 خانوار )در دهستان مركزي متمركز بودند كه جمعا715 كيلو گرم يعني (68%)از كل توليد شهرستان ر ضوانشهر را توليد مي كردند. در سال 1380تعداد خانوار توليد كننده پيله كرم ابريشم در شهرستان رضوانشهر با 14 %افزايش به 152خانوار رسيدند كه58 %(88خانوار)با مجموع 1235 كيلو گرم (72 %)توليدات كه متعلق به دهستان مركزي گيل دولاب بود .لذا مشخص مي گردد كه دهستان مركزي قطب بزرگي از توليد كنندگي پيله كرم ابريشم شهرستان رضوانشهر را با بيشترين خانوار ها، در گير به اين صنعت را به خود اختصاص داده اند.
4-1-4: دامداري، دامپروري و طيور:
به دليل توان محيطي مناسب منطقه مورد مطالعه براي رويش انواع علوفه خصوصاً وجود مراتع دربالا دست شهرستان رضوانشهر و دهستان مركزي ، امكان پرورش و نگهداري انواع دام را فراهم نموده است. به جرات ميتوان گفت كه به دليل اين توان طبيعي منطقه در خصوص تامين علوفه مورد نياز دام عجيب ترين نوع دامداري را در منطقه تالش مي توان مشاهده كرد. امري قديم و حادث كه در هيچ جاي
93فصل چهارم : ويژگي هاي اقتصادي منطقه مورد مطالعه
جهان نمي توان آن را مشاهده كرد. هم از نظر پرورش دام در جلگه و هم از نظر كوچ دام به كوهستانهاي تالش كه از همه جاي جهان متفاوت است.
جريان از اين قرار است كه هر خانوار روستايي از مرز آستارا تا سد سفيدرود احشام خود را بدون نگهبان وچوپان هر صبح پس از دوشيدن شير، آن را به مراتع ، زمينهاي منابع طبيعي و جنگلهاي اطراف در فاصله 3 تا 8 كيلومتري روستارها مي كنند و پس از چريدن در مرتع و جنگل غروب هنگام به روستا و خانهاي كه از آن خارج شده اند برميگردند و گوساله خود را شير ميدهند و يا حتي زماني كه از روي غفلت خانواده كشاورز گاو همراه با گوساله شير خوار خود از طويله وخانه كشاورز به بيرون ميروند و در چراگاه و مراتع مشغول چرا مي شوند باز هم براي در امان ماندن از بلاياي طبيعي احشام به طويله باز ميگردند.و حتي زماني كه در بين دو روستا معامله اي در خصوص خريد و فروش گاو صورت مي پذيرد،مشاهده شده است كه باز هم گاوهاي مورد معامله به منزل صاحب اوليه خود در روستا باز ميگردند. اين امر در خصوص پرورش گاوميش ها هم صدق مي كند گاوميشها بعضي مواقع پس از طي مسافتي در حدود 5 تا 20 كيلومتراز روستا ، به چراگاه و مرتع باز هم به طويلهاي كه در آن استقرار دارند بر ميگردند. اما وضعيت در خصوص اسبها فرق مي كند.چون اسبها در هر 12ماه از سال آزادانه در زمينها و جنگلهاي اطراف روستا ساكن مي شوند و در فصل نشاء ودرو براي حمل شلتوك از آنها در باربري و سواري استفاده مي شود و زماني كه در زمستان برودت سرما و برف زياد مي شود به درب منزل روستاييان آمده و پس از صرف مقداري جو و برگ شلتوك آنجا را ترك ميكنند و روستاييان هيچگونه دخل و تصرف در پرورش آنان ندارند. راه شناخت دامها ي روستائي از همديگر نوعي مهر يا نشان وعلامت هاي محلي است كه به آن داغمه ميگويند و به پهلوي اسب ، گاو و گاوميش مي زنند كه با سرخ كردن ، همان داغ را به نشان خانوادگي به احشام مي زنند تا از همديگر تشخيص داده شوند.
در سال 1370 تعداد گاو و گاوميش در شهرستان رضوانشهر 40698 راس گزارش شده است. كه براساس آمار دريافتي كشتار دام از 10988 راس گاو و گاوميش كشتار شده درشهرستان رضوانشهر، در سال 1370 مقدار 1209 تن گوشت قرمز و 234 تن پوست و 755 تن استخوان توليد شده است. ميزان شير توليد شده از گاو و گاوميشهاي موجود در شهرستان 4304 تن گزارش شده است اين شهرستان در سال1370 داراي 129862راس گوسفند وبره بوده است كه مقدار 922 تن گوشت، 6/61 تن پوست 2202 تن شير، 226 تن پشم و 5/62 تن كرك و مو حاصل گرديده است. (جدول 7-4 )
94فصل چهارم : ويژگي هاي اقتصادي منطقه مورد مطالعه
جدول شماره 7-4: تعداد و انواع دام و طيور در شهرستان رضوانشهر در سال1380-1370
نوع دام تعداد دام تعداد كشتار شده
1370 1380 1370 1380
گاو 35609 35000 10189 9872
گاوميش 1238 3000 799 985
گوسفند و بره 129862 70000 51319 23856
بز و بزغاله 20455 2600 10190 1352
اسب و قاطر 9867 8653 – –
طيور گوشتي 316600 412725 316600 412725
واحد مرغداري 10 13 100000 130000
ماخذ: كشتارگاه رسمي تالش و انزلي به تفكيك شهرستان رضوانشهرسال1380
نگاهي به جدول فوق نشان مي دهد كه به استثناي طيور گو شتي كه از 316600راس به 412725 راس افزايش يافته اند از سال 1370 به 1380 بقيه انواع دامها مخصو صا دامهاي ريز جثه مانند : گو سفند ، بره ،بز و بز غاله كاهش فوق العادهاي داشته اند :
دلايل اين كاهش بشرح زير است ؛ 1- ورود گاوهاي اصيل خارجي و دورگه كه تعدادآنها در حال حاضر در شهرستان رضوانشهر 75راس گاو اصيل و 541 راس گاو دورگه مو جود است، 2- مقرون به صرف نبودن نگهداري گاوهاي بومي بطوري كه بين دو سال از 35609 راس به 35000راس كاهش يافته اند 3- كوچ دادن كوه نشينان به جلگه و كم شدن تعداد دامهاي آنها، 4- ورود تكنولوژي ماشين به جلگه و فروش اسب و قاطر به استانهاي كردستان و لرستان و همدان، 5- خريد اسب بومي(اسبچه خزر) به دليل ارزان بودن آن توسط چوبداران ازبك و افغاني براي مصرف خانوار خود و انتقال آن به كشور مورد نظر با مجوز رسمي، 6- تصادفات جاده اي شديد ماشين با احشام به طوري كه طبق آمار رسمي پليس راه تالش صومعه سرا روزانه 5 تصادف بين ماشين و احشام صورت ميگيرد كه دو تصادف گاوو گاوميش و سه تصادف ديگر با اسب است، 7- سرقت احشام ازمحدوده شهرستان و فروش آن در شهرستانهاي ديگر، 8- مريضي هاي جديد احشام و طيور و غيره كه قبلا در سطح شهرستان رضوانشهر وجود نداشت.
با نگاهي به پراكنندگي دام و احشام در ميان روستا هاي مختلف دهستان مركزي به نحوي نشان مي دهد كه از ميان 20 روستاي موجود در طرح سرشماري احشام از وجود گوسفند و بز در دهستان مركزي بدليل جلگه اي بودن خبري نيست و به دليل كوچكتر شدن مرتع به شدت از واحد دامي گاو و گاوميش هم كاسته شده و به آمار گاوهاي اصيل و دو رگه دهستان اضافه شده است . نگاهي عميق تر
95فصل چهارم : ويژگي هاي اقتصادي منطقه مورد مطالعه
به توزيع و پراكنگي انواع دام واحشام در روستاهاي مختلف دهستان مركزي مي تواند سهم هر روستا را از از انواع دام و احشام مشخص نمايد . (جدول8-4 )
جدول 8-4: تعداد دامها و نوع آن در روستاهاي دهستان مركزي در سال 1370-1380
:
نام آبادي 1370 1380
گاو گاوميش اسب خانوار وواحد دامي گاو گاوميش اسب خانوار و وواحد دامي
دارسرا 479 12 5 65/2 425 5 3 2/2
خليل محله 260 4 4 23/3 221 – 3 8/2
ديلج محله 140 3 3 20/3 112 – 5 7/2
هاشم آباد 394 150 5 79/3 335 142 5 2/3
گيل چالان 720 18 3 20/3 541 12 3 8/2
چنگيريان 652 7 3 21/3 587 5 4 7/2
ساسانسرا 328 3 7 21/3 275 – 5 1/3
طارمسرا 232 3 8 23/3 185 – 6 9/2
بداغ محله 316 – 5 23/3 275 – 3 8/2
سياه بيل 224 35 5 22/3 165 21 5 8/2
ميانرود بالا 140 – 3 20/3 126 – 4 1/3
روشنده 600 – 8 15/2 547 – 5 9/1
لاكتاسرا 280 5 10 95/1 252 3 5 7/1
ميانرود پايين 220 – 55 46/2 187 – 3 8/2
اله بخش محله 520 – 3 10/3 465 – 2 8/2
رودسرتازهآباد 400 5 5 96/1 355 3 3 6/1
خميه سر 394 3 10 69/2 367 _ 5 4/2
شفارود 650 4 4 90/2 598 2 3 6/2
كاظم محله 52 3 3 20/3 43 _ 3 9/2
كليمان 392 10 3 22/3 347 7 4 8/2
جمع 7392 255 102 81/2 6405 200 75 3/2
ماخذ سال 70: از مهندسين مشاور شمال ماخذ سال 80: حضور روستا به روستا و مطالعات ميداني
96فصل چهارم : ويژگي هاي اقتصادي منطقه مورد مطالعه
با نگاهي كوتاه به جدول 8-4 ملاحظه مي شود كه بدليل مشكلات مختلف از مجموع گاو و گوساله, گاوميش و اسب از سال 1370 تا1380كاهش چشمگيري را نشان مي دهدبطوري و واحد دامي براي هر خانوار از سال 1370 از 81/2 به 3/2 درصد در سال1380 رسيده است كه دلايل آن نيزقبلا ذكر گرديد .
بر اساس مطا لعات ميداني ملا حظه شده است كه علي رغم وابستگي و ارتباط متقابل بين شهررضوانشهر ودهستان مركزي روستاهايي مانند بيگ زاد محله، ارده رودكنار و ترك محله و سيد سرا كه در محدوده شهررضوانشهر ميباشند، درآمد اصلي آنها از راه كشاورزي حاصل مي شود.اين روستا ها مجموعا بالغ بر 65 راس اسب و 75 راس گاوميش و 165 راس گاو دارند. بيشتر خانه هاي في مابين شهر رضوانشهر و روستاهاي اطراف در خانه هاي خود چند راس گاو نگهداري ميكند. به غير از آن در اكثر خانه هاي روستايي به غير از گاو هر خانوار موجود در شهرستان چه در شهر و چه در روستا مقداري طيور هم براي سرگرمي و مايحتاج روزانه پرورش مي دهند. انواع طيور شامل مرغ خروس، جوجه، اراك، غاز، بوقلمون و مرغ شاخدار نام برد. در اين دهستان خانه اي را نميتوان يافت كه حداقل يك خروس و چند مرغ و جوجه در آن وجود نداشته باشد. از اين حيوانات علاوه برتامين مصرف خانگي،مازاد را در بازار روز چهارشنبه بازار به فروش ميرسانند. غير از آمار رسمي روستائيان نزديك به 200 راس گاو اصيل و دورگه درمحل نگهداري مخصوص دام در دهستان مركزي موجود مي باشد.
. قبلاً اشاره شد كه به دليل مشكلات نگهداري گاوهاي بومي در بعضي از روستاهاي دهستان هر خانوار صاحب يك يا دو گاو دورگه يا اصيل اند كه از كشورهاي خارجه و تركيبي از گاوهاي اصيل و بومي اند كه گوشت و شير خوبي دارند. و چون اين گاوها به روش سنتي نگهداري ميشوندمشكلات تيمار آنها هم زياد است واز طرفي خوراك مصرفي آنها نيز از گاوهاي بومي بيشتر است. بنابراين به صورت پراكنده هر خانواده بيش از يك يا حداكثر 2 تا 3 راس از اين نوع گاو و گوساله اصيل و دورگه را ندارند. نكته جالب توجه اينكه خانوارهايي كه در كنار دريا و يا رودخانه داراي فضاي آزاد زياد براي دامداري مي باشند. داراي چندين نوع دام ( گاو، گوساله، گاوميش و اسب) هستند. در اين دهستان دام كوچك بز و گوسفند به دليل رطوبت زياد در جلگه نگهداري نمي شود. طيور نيز به دليل شرايط آب و هوايي گرم و مرطوب در تمام طول سال در حياط منزل بصورت رها شده نگه داري مي شوند و فقط شبها در لانه جاي مي گيرند. در اين دهستان در سال 1370 تعداد 102 راس اسب وجود داشت كه به دليل گسترش شهر و تصادفات جاده اي و ورود تكنولوژي به
97فصل چهارم : ويژگي هاي اقتصادي منطقه مورد مطالعه
سطح دهستان از مقدار آن كاسته شده و به تعداد75 راس به سال 1380 رسيده است از اسب . در فصل برداشت برنج براي حمل شلتوك و خوشه هاي برنج از مزارع به خانه استفاده ميشود و در بقيه اوقات سال چه در زمستان و پاييز آزادانه و رهاشده درمزارع وسطوح آزاد منطقه به چرا مشغول ميشوندعلي رغم توان طبيعي منطقهبراي اشتغالات دامداري صنعتي ،در دهستانمركزي گيل دولاب متاسفانه دامداري صنعتي به معني واقعي در آن وجود ندارد. به دامداران بومي تسهيلات لازم داده ميشود ولي با گرفتن وام آن را در كارهاي پر سود ديگر به كار ميبرند و اهميتي به كشاورزي و دامداري مدرن نميدهند.نكته قابل توجه اينكه آمار احشام دهستان مركزي بدليل خريد و فروش زياد متغيير و قابل برسي مي باشد.
يكي از مهمترين نو آوريهائي كه در فعاليتهاي دامداري استان و شهرستان رضوانشهر ميتوان به آن اشاره كرد پرورش شتر مرغ آسيايي در روستاي كليمان پايين دهستان مركزي است. اين فعاليت از سال 1380 شروع شده و تا كنون نزديك به 60 قطعه از آن پرورش و به عرصه توليد رسيده است. اين مجتمع براي اولين بار در استان گيلان در شهرستان رضوانشهر توسط مهنــــدس طلايي تاسيس شده است وبه بهره برداري رسيده و در حال پيشرفت و گسترش ميباشد. اميد است كه خلاقيتها روز به روز زياد شده و بر اهميت فعاليتهاي توليدي شهرستان رضوانشهر افزوده شود.
5-1-4- نگهداري و پرورش زنبور عسل:
بطور كلي توليد زنبور عسل در شهرستان رضوانشهر ،عمدتا در روستا هاي بخش كوهستاني و روستا هاي پايكوهي متمركز و روستائيان اين مناطق به نگهداري و پرورش آن مشغولند.باورود زنبور داران اردبيلي وتبريزي به استان گيلان تقريبا از سال1370 اكثر خانوار روستايي دهستان مركزي به فكر نگهداري چند كندو براي مصرف خانوادگي خود افتاده اند. بايد گفت كه عسل طبيعي را بايد در كندوهاي بومي يافت نمود چون در زمستان غذاي زنبورها را شكر وارداتي از كوبا تشكيل ميدهد كه پس از بهره برداري عسل از كندو به صورت شكرك و بلااستفاده در يخچال باقي مي ماند. در فصل بهار، با ورود ميليونها كلني وارداتي از استان اردبيل و تبريزبه استان گيلان و مازندران سبب بهبود كيفيت عسل بومي شهرستان رضوانشهر وبهبود آگاهي واطلاعات كشاورزان در مورد پرورش زنبور عسل گرديده است.
98فصل چهارم : ويژگي هاي اقتصادي منطقه مورد مطالعه
در سال 1370 از 121 زنبورستان در شهرستان رضوانشهر 1198 كندوي عسل مدرن، در مقابل 70 كندوي بومي كه در مجموع مقدار 14376 كيلوگرم عسل توليد شده است يعني هر كندو به ميزان تقريبي 12 كيلوگرم توليد خالص عسل داشته است. (جدول شماره 9-4).
جدول 9-4: توليد عسل در شهرستان رضوانشهر و دهستان مركزي1380-1370
شرح تعداد زنبورستان كندوي بومي كندوي مدرن توليد عسل كيلوگرم
1370 1380 1370 1380 1370 1380 1370 1380
شهرستان 121 139 70 90 1198 3553 14376 42636
دهستان 5 8 – – 65 98 820 1158
ماخذ: اطلاعات گردآوري از جهاد كشاورزي و تحقيقات ميداني1383
با نگاهي كوتاه به آمار مقايسه سال 1370 و 1380 ملا حظه مي شود كه هم در سطح دهستان و هم در سطح شهرستان رضوانشهر تعداد زنبورستان و كندوي عسل افزايش يافته است. به طوري كه تعدادكندوهاي زنبور عسل در سال1370 از 1198 كلني به بيشاز دو برابر 3553 كلني در سال 1380 رسيده است و به طور متوسط هم در كلني بومي و مدرن مي توان توليد 11 كيلوگرم تا 14 كيلوگرم را برداشت كرد.
6-1-4:ماهيگيري و پرورش ماهي:
صيد و صيادي در درياي خزرتا سال 1375 بدين صورت بود كه هر خانوادهاي كه در كنار دريا و يا رودخانه اي كه به دريا مي ريزد با بافتن يك تور ماهيگيري و تهيه يك قايق چوبي كوچك اقدام به صيد ماهي ميكردبمنظور مصرف داخلي و فروش در بازار. با گذشت زمان تقريباً از سال 1375 دولت اقدام به خريدكارت صيادي اهالي كناردريانمودوباجمع كردن درهر سه روستا ي ساحلي اقدام به تاسيس شركت تعاوني پره صيادي روستايي نموده است كه هر كدام از صيادان با گذاشتن سهم و پول در آن قادر به صيد ماهي در فصول مشخص (پاييز، زمستان و اوايل بهار) باشند. در دهستان مركزي گيل دولاب روستاهاي تازه آباد، شفاورد، شاهكو، خيمه سر و كليمان از جمله روستاهاي نيمه صيادي هستند كه داراي دو شركت پره ماهيگيري هستند كه در حدود 150تا200 خانوار در آن مشغول به كار ميباشند. البته هنوز هم نزديك به 50 خانوارصياد غير مجاز هستند كه به صيد و صيادي به صورت غير مجاز مشغول مي باشند.
99فصل چهارم : ويژگي هاي اقتصادي منطقه مورد مطالعه
توليدات ماهي در دهستان مركزي عبارتنداز : انواع ماهي سفيد، كپور، آمور، فيتوفاك و كليكا ميباشد كه در رودخانه هاي شفارود، دارسرا و دنيا چال ماهي سفيد و ماهي آزاد نيز صيد ميشود. در سال 1375 معادل 464 تن ماهي توليد و صيد شده است كه از اين مقدار 5 تن در آبهاي غير طبيعي، 152 تن نيز در استخرهاي دولتي و غير دولتي بوده و ميزان صيد از دريا و رودخانهها در محدوده شهرستان رضوانشهر307 تن بوده است البته در ميزان صيد ماهيگيران غير مجاز در رودخانهها و دريادر اين تخمين محاسبه نشده چون به صورت غير مجازغيررسمي فعاليت مي كنند. (جدول 10-4 )
جدول 10-4: توليد انواع ماهي در شهرستان رضوانشهرودهستان مركزي در سال1380-1370
شرح شهرستان رضوانشهر دهستان مركزي
1370 1380 1370 1380
آب غير طبيعي 5 3 3/1 8/0
استخر 152 211 38 46
دريا و رودخانه 305 285 104 98
آب طبيعي 2 3 1 2/1
جمع كل 464 502 3/144 146
ماخذ: اداره كل شيلات استان گيلان – دهستان تحقيقات ميداني1382
با نگاهي كوتاه به جدول فوق مشخص مي شود، مقدار توليد ماهي در سال 1370 در شهرستان برابر 464 تن بوده كه با 10 درصد افزايش به 502 تن در سال 1380 رسيده است. با احداث استخرهاي پرورش ماهي ملاحظه مي شود كه توليد ماهي استخري در انواع گوناگون از 152 تن در سال 1370به 211 تن در سال 1380 رسيده است. در حاليكه از مقدار ماهيان دريا در رود خانه كاسته شده است .
در سالهاياخير و با اجراي پروژه هاي جديد فعاليتهاي پرورش و صيد ماهيان قزل آلا در آبهاي سرد كوهستانهاي رضوانشهر متداول شده است كه ميزان توليدات اين صنعتروز به روز در حال تزايد است . علت اين امر را در حمايت دستگاههاي دولتي در صدور مجوزهاي رسمي در احداث استخرها بايد
دانست
برچسب:
نویسنده: نگار حبیبی